Om løsningsforslaget: Dette er et veiledende løsningsforslag laget av eksamenssett.no. Leseoppgavene har fasitsvar, mens skriveoppgavene viser eksempelsvar. Det finnes mange gode måter å besvare skriveoppgavene på.
Løsningsforslag – Dari Nivå III Høst 2024
Oppgave 1 – Sett inn ord (daf-spilling i Afghanistan)
Oppgaven: Les teksten om daf (tamburin/rammtromme) som musikalsk instrument i Afghanistan og sett inn ordene som mangler.
Svar (i rekkefølge i teksten):
- نواخته میشود (spilles) – «تنها توسط بانوان و در منازل نواخته میشود»
- مردان (menn) – «بیشتر مردان مینوازند»
- مرور زمان (tidens gang) – «به مرور زمان کمرنگ شده است»
- جوانان (ungdommer) – «در جمع هنرمندان جوانان هرات»
- حقارت (forakt/nedvurdering) – «به دیده حقارت دیده میشود»
- ابتدایی (enkel/grunnleggende) – «دف را به شکل ساده و ابتدایی مینوازند»
- دارند (har/trenger) – «این نوازندگان نیاز به رهنما و آموزگار دارند»
- بدخشان (Badakhshan) – «در موسیقی بدخشان و تخار»
- مانده است (har forblitt) – «از گذشتهها تا به امروز دف و دف بزم پابرجا باقی مانده است»
- دهل (tromme) – dette ordet blir til overs
Oppgave 2 – Skriveoppgave (100–120 ord)
Oppgaven: Du har fått to gratisbilletter til en konsert med favorittartisten din og skal få møte artisten bak scenen. Hvordan fikk du billettene? Hvilken artist? Hvor er konserten? Hvem tar du med? Hva vil du spørre artisten om?
Eksempelsvar:
باورم نمیشود! دو بلیت رایگان کنسرت فرهاد دریا، هنرمند محبوب افغان، به دستم رسید! هفته گذشته در یک مسابقه رادیویی شرکت کردم و به سوالی درباره تاریخ موسیقی افغانستان پاسخ دادم و برنده شدم.
فرهاد دریا هنرمند مورد علاقهام است زیرا آهنگهایش ترکیبی از موسیقی سنتی افغانی و مدرن است و اشعارش پیامهای صلح و امید دارند. کنسرت در شهر لندن برگزار میشود و من بسیار هیجانزده هستم.
خواهرم را با خود میبرم زیرا او هم عاشق موسیقی فرهاد دریا است و همیشه آرزوی دیدنش را داشته. وقتی پشت صحنه او را ملاقات کنم، میخواهم بپرسم که الهام آهنگهایش از کجا میآید، آیا قصد بازگشت به افغانستان را دارد و چه توصیهای برای جوانان علاقهمند به موسیقی دارد.
Oppgave 3 – Velg riktig ord (lesevaner og selvtillit)
Oppgaven: Les de to tekstene: en om svake lesevaner blant ungdom og en om mangel på selvtillit. Velg riktige ord fra nedtrekksmenyene.
Svar – Tekst 1 (lesevaner):
- آن (den) – «هزاران نفر در روز از آن استفاده میکنند»
- فرهنگ (kultur) – «چون فرهنگ مطالعه کتاب را کمرنگ میدیدند»
- روان (psyke/sinn) – «سبب راحتی و تقویه روح و روان انسان»
- و (og) – «امروزه دنیای تکنالوژی و علم است»
- سریع تر (raskere) – «موضوعات مورد نیاز شان را سریعتر حاصل کنند»
Svar – Tekst 2 (selvtillit):
- نمی خورد (er ikke nyttig) – «به درد نمیخورد»
- صدای شان (stemmen deres) – «در هنگام صحبت کردن صدایشان میلرزد»
- انسان (mennesket) – «ارزش ندادن به خود باعث بیجرأتی انسان میشود»
- از (fra) – «باید افکار غلط را از خود دور کنیم»
- تلقين (innprente) – «به خود تلقین کنیم که میتوانیم»
Oppgave 4 – Skriveoppgave (100–130 ord)
Oppgaven: Ifølge en artikkel på NRK leser unge mindre enn før. Det er mange ting som kjemper om oppmerksomheten, og unges leseferdigheter blir dårligere. Hvilke tanker gjør du deg om dette?
Eksempelsvar:
کاهش مطالعه در میان جوانان یک مشکل جدی است که عواقب گستردهای برای جامعه دارد. بر اساس مقاله انآرکی، مهارتهای خواندن جوانان روز به روز ضعیفتر میشود و این موضوع نگرانکننده است.
دلایل متعددی باعث این وضعیت شدهاند. شبکههای اجتماعی، بازیهای ویدیویی و پلتفرمهای ویدیویی مانند یوتیوب و تیکتاک توجه جوانان را به شدت جلب کردهاند. ویدیوهای کوتاه و محتوای بصری جذابتر از کتابها به نظر میرسند و جوانان ترجیح میدهند وقت خود را صرف آنها کنند.
اما باید بدانیم که مطالعه کتاب مزایایی دارد که هیچ فناوریای نمیتواند جایگزین آن شود. خواندن تفکر انتقادی، دایره لغات و قدرت تمرکز را تقویت میکند. به نظر من مکاتب و خانوادهها باید با هم همکاری کنند تا فرهنگ کتابخوانی را در میان جوانان احیا نمایند. ایجاد باشگاههای کتابخوانی و معرفی کتابهای جذاب میتواند گام مؤثری باشد.
Oppgave 5 – Skriveoppgave (120–150 ord)
Oppgaven: Maria har to nyttårsforsetter: å lese mer og å skrive mer. Skriv Marias dagbok fra 1. til 4. januar om hvordan det går med forsettene.
Eksempelsvar:
اول جنوری:
سال نو مبارک! امروز اولین روز سال جدید است و من با انرژی فراوان شروع کردم. تصمیم نوسالیام این است که بیشتر بخوانم و بیشتر بنویسم. امروز یک کتاب داستان انتخاب کردم و سی صفحه خواندم. همچنین شروع به نوشتن خاطرات روزانهام کردم. احساس خوبی دارم!
دوم جنوری:
امروز هم ادامه دادم. پنجاه صفحه دیگر از کتاب خواندم و داستان واقعاً جذاب شده. در دفترچهام درباره احساساتم و اهدافم برای سال نو نوشتم. متوجه شدم که نوشتن به من کمک میکند افکارم را مرتب کنم.
سوم جنوری:
امروز کمی سختتر بود. دوستانم مرا به بیرون دعوت کردند و وقت کمتری برای مطالعه داشتم. فقط بیست صفحه خواندم و چند خط در دفترچهام نوشتم. اما ناامید نشدم.
چهارم جنوری:
مکتب فردا شروع میشود. امشب کتابم را تمام کردم! احساس غرور میکنم. در دفترچهام خلاصهای از کتاب نوشتم. فهمیدم که مهمترین چیز این است که هر روز حتی اگر کم باشد، مطالعه و نوشتن را ادامه دهم.
Oppgave 6 – Leseforståelse (netthandel i Afghanistan)
Oppgaven: Les teksten om netthandel i Afghanistan, utfordringer og muligheter, og fullfør påstandene.
Svar:
- Nettbaserte bedriftsledere i Afghanistan er → menn og noen kvinner.
- Seyyed Mahmoud Jamil forteller at → han er fornøyd med nettbutikken sin.
- Edelstenene til ringene er fra → Afghanistan, Iran og Tyrkia.
- Nettbaserte bedrifter er utfordrende → fordi de har fått falske bestillinger og er blitt trakassert.
- Fru Karimi er fra provinsen Herat og → leverer safran til sine kunder.
- Fru Karimi har valgt en interessant løsning for å bygge tillit, som er → å gjøre kundene sikre på kvaliteten og smaken på safranen.
Oppgave 7 – Skriveoppgave (250–280 ord)
Oppgaven: Vi blir alle påvirket av reklame. Skriv om du pleier å kjøpe populære ting, sist du følte kjøpepress, og hva du tror er årsakene til at unge opplever kjøpepress.
Eksempelsvar:
تبلیغات بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره ما شده است. از تلویزیون و بیلبوردها گرفته تا شبکههای اجتماعی، همهجا پر از تبلیغات محصولات مختلف است. من شخصاً تلاش میکنم تحت تأثیر تبلیغات قرار نگیرم و فقط چیزهایی بخرم که واقعاً به آن نیاز دارم. اما باید اعتراف کنم که گاهی وسوسه خرید محصولات جدید و محبوب بسیار قوی است.
آخرین باری که فشار خرید را احساس کردم، زمانی بود که تلفن همراه جدیدی در بازار عرضه شد. چندین نفر از دوستانم آن را خریده بودند و همه درباره ویژگیهای فوقالعادهاش صحبت میکردند. تبلیغات این تلفن هم در همه جا بود. احساس کردم که تلفن فعلیام دیگر خوب نیست و باید حتماً این مدل جدید را بخرم. اما وقتی منطقی فکر کردم، فهمیدم که تلفنم هنوز به خوبی کار میکند و خرید تلفن جدید فقط اسراف پول است.
به نظر من چندین عامل باعث فشار خرید در میان جوانان میشود. اول از همه، شبکههای اجتماعی نقش بسیار بزرگی دارند. اینفلوئنسرها و افراد مشهور محصولات مختلف را تبلیغ میکنند و جوانان میخواهند مثل آنها باشند. دوم اینکه، فشار همسالان بسیار تأثیرگذار است. وقتی همه دوستانت چیز جدیدی دارند، تو هم میخواهی عقب نمانی. سوم اینکه، تبلیغات هوشمندانهتر شده و از الگوریتمهای پیچیده برای هدفگیری دقیق مخاطبان استفاده میکنند.
همچنین کمبود اعتماد به نفس در میان جوانان باعث میشود فکر کنند با خرید اجناس گرانقیمت و مارکدار میتوانند جایگاه اجتماعی بالاتری کسب کنند. در حالی که ارزش واقعی هر فرد به شخصیت، دانش و رفتارش بستگی دارد، نه به اجناسی که میپوشد یا استفاده میکند. جوانان باید یاد بگیرند که هویت خود را بر اساس ارزشهای درونی بسازند، نه بر اساس نامهای تجاری.