Om løsningsforslaget: Dette er et veiledende løsningsforslag laget av eksamenssett.no. Leseoppgavene har fasitsvar, mens skriveoppgavene viser eksempelsvar. Det finnes mange gode måter å besvare skriveoppgavene på.
Løsningsforslag – Dari Nivå III Vår 2024
Oppgave 1 – Velg riktig ord (jenter jobber på restaurant i Kabul)
Oppgaven: Les teksten om jenter som arbeider på en kvinnerestaurant i Kabul etter at universiteter ble stengt, og velg riktige ord fra nedtrekksmenyene.
Svar (i rekkefølge i teksten):
- که (som) – «دخترانی که محصل بودند، دخترانی که دانشآموز بودند»
- آمده است (har kommet) – «از بیکاری به ستوه آمده است»
- امارت اسلامی (det islamske emiratet) – «سال دوم درسهایم بود که امارت اسلامی ...»
- روی (for) – «مکتبها و دانشگاهها را به روی دختران باز کند»
- برای (for) – «بانوانی که برای غذا خوردن به این رستورانت میآیند»
- میایم (jeg kommer) – «روزانه اینجا میایم»
- امارت اسلامی (det islamske emiratet) – «پس از به قدرت رسیدن دوبارهٔ امارت اسلامی»
Oppgave 2 – Skriveoppgave (120–150 ord)
Oppgaven: Hva bruker du penger på i hverdagen nå, og hva brukte du penger på før? Er det noe du vil ha mer penger til? Hva synes du om forbruket til dagens ungdom?
Eksempelsvar:
در حال حاضر بیشتر پولم را صرف حملونقل، غذا و خرید لباس میکنم. به عنوان یک دانشآموز، هر ماه مبلغی برای بلیت اتوبوس و خرید ناهار در مکتب هزینه میکنم. همچنین بخشی از پولم را برای اشتراک سرویسهای آنلاین مانند نتفلیکس و اسپاتیفای میپردازم. قبلاً وقتی کوچکتر بودم، بیشتر پولم را برای بازیها، شیرینیجات و اسباببازی خرج میکردم.
دوست دارم پول بیشتری برای سفر کردن داشته باشم. آرزویم این است که بتوانم در تابستان به کشورهای مختلف سفر کنم و فرهنگهای جدید را تجربه کنم. سفر بهترین نوع آموزش است و تجربههایی به انسان میدهد که هیچ کتابی نمیتواند.
به نظر من فرهنگ مصرف در میان جوانان امروزی نگرانکننده است. بسیاری از جوانان تحت تأثیر تبلیغات و شبکههای اجتماعی، چیزهایی میخرند که واقعاً به آن نیاز ندارند. خرید لباسهای گرانقیمت و آخرین مدل تلفن همراه فقط برای نشان دادن به دیگران، نوعی اسراف است. فکر میکنم جوانان باید یاد بگیرند بین «نیاز» و «خواست» تفاوت قائل شوند.
Oppgave 3 – Sett inn ord (luftforurensning i Kabul)
Oppgaven: Les teksten om bekymringen for økt luftforurensning i Kabul og sett inn ordene som mangler.
Svar (i rekkefølge i teksten):
- بخاری (ovner) – «در زمستان مردم بخاری میگذارند»
- باشندگان شهر (byens innbyggere) – «روحالله، یکی از باشندگان شهر کابل»
- هوای (luften) – «از گرد و خاک و هوای زیاد»
- افزایش می دهد (øker) – «بیاحتیاطی رانندگان گرد و غبار را افزایش میدهد»
- محیط زیست (miljøet) – «اداره ملی حفاظت از محیط زیست»
- همکاری کنند (samarbeider) – «از شهروندان کابل نیز میخواهیم که ... با شاروالی کابل همکاری کنند»
- جلوگیری شود (forhindres) – «فعالیت آنها از سوی اداره حفاظت از محیط زیست جلوگیری شود»
- آلوده (forurenset) – «هوای کابل را آلوده کرده است»
Oppgave 4 – Skriveoppgave (120–150 ord)
Oppgaven: Du er journalist og blir sendt ut for å dekke en sak om ekstremvær (hete, ras eller flom). Skriv en kort tekst for avisen med tid og sted, beskrivelse av situasjonen, og hvem som påvirkes.
Eksempelsvar:
سیلاب ویرانگر در شمال افغانستان
بغلان، ۲۵ اپریل ۲۰۲۴ – سیلاب شدیدی که ناشی از بارشهای سنگین بهاری بود، روز گذشته مناطق وسیعی از ولایت بغلان را فرا گرفت و خسارات جبرانناپذیری به بار آورد.
آبهای خروشان که از کوهها سرازیر شدند، دهها خانه مسکونی را تخریب کردند و زمینهای کشاورزی را زیر آب بردند. جادههای اصلی مسدود شده و دسترسی به چندین روستا قطع گردیده است. دمای هوا در روزهای گذشته به شدت افزایش یافته بود که باعث ذوب سریع برفها و تشدید سیلاب شد.
صدها خانواده بیخانمان شدهاند و در مکاتب و مساجد اطراف پناه گرفتهاند. کودکان و سالمندان بیشترین آسیبدیدگان هستند. کشاورزانی که تمام محصولات فصلی خود را از دست دادهاند، با بحران اقتصادی شدیدی مواجه هستند. سازمانهای امدادرسانی در حال ارسال کمکهای غذایی و پناهگاههای موقت هستند.
Oppgave 5 – Skriveoppgave (120–150 ord)
Oppgaven: Reflekter over sitatet: «Den største trusselen mot planeten vår er troen på at noen andre vil redde den.» (Robert Swan)
Eksempelsvar:
این سخن رابرت سوان پیامی بسیار عمیق و بیدارکننده دارد. بزرگترین تهدید برای سیاره ما این نیست که راهحلی برای مشکلات زیستمحیطی وجود ندارد، بلکه این است که بیشتر مردم فکر میکنند مسئولیت نجات زمین بر عهده کس دیگری است.
ما معمولاً انتظار داریم که دولتها، سازمانهای بینالمللی یا دانشمندان مشکل تغییرات اقلیمی را حل کنند. اما واقعیت این است که تغییر از خود ما شروع میشود. هر فردی با کارهای کوچک روزمره مانند کاهش مصرف پلاستیک، صرفهجویی در آب و انرژی، و استفاده از وسایل نقلیه عمومی میتواند تأثیر مثبتی بر محیط زیست بگذارد.
اگر هشت میلیارد نفر ساکن زمین هر کدام منتظر دیگری بمانند، هیچ اقدامی صورت نخواهد گرفت. اما اگر هر کدام از ما مسئولیت سهم خود را بپذیریم و تغییرات کوچک اما معناداری ایجاد کنیم، تأثیر جمعی آن میتواند سرنوشت سیاره ما را تغییر دهد. نجات زمین وظیفه همه ماست، نه کس دیگری.
Oppgave 6 – Leseforståelse (fortellinger / داستان)
Oppgaven: Les teksten om «dastan» (fortellinger) i dari-kulturen og den korte fortellingen om den pensjonerte mannen, og fullfør påstandene.
Svar:
- Dastan er → noe som har eksistert fra svært tidlig i menneskets historie
- Disse fortellingene bidrar til → god veiledning
- Den korte fortellingen i oppgaven handler om → en gammel pensjonist
- Denne fortellingen kan være fra Nord-Europa fordi → valutaen som nevnes i teksten, er fra disse landene
- Mannen i den korte fortellingen → lykkes i strategien sin
- Budskapet i denne fortellingen er → at man må være taktisk og tålmodig når man møter på utfordringer
Oppgave 7 – Skriveoppgave (250–280 ord)
Oppgaven: Med utgangspunkt i Edvard Munchs maleri «Historien»: Fortell om en historie du har blitt fortalt og hvorfor du husker den. Hvorfor er det viktig at personlige fortellinger overleveres til neste generasjon? Hvordan har du blitt kjent med fortiden gjennom historier?
Eksempelsvar:
یکی از داستانهایی که هرگز فراموش نمیکنم، داستانی است که پدربزرگم برایم تعریف کرد. او درباره دوران کودکیاش در یک روستای کوچک در شمال افغانستان صحبت میکرد. تعریف میکرد که چگونه در زمستانهای سرد، مردم روستا دور هم جمع میشدند و کنار آتش نشسته، داستانهای قدیمی میگفتند. یک شب زمستانی، طوفان شدید برفی راهها را بسته بود و مردم روستا مجبور شدند برای نجات یک خانواده گرفتار در برف، همه با هم همکاری کنند. این داستان را به خاطر دارم زیرا پدربزرگم با چنان احساس و شور تعریف میکرد که انگار همه چیز جلوی چشمم زنده میشد. همچنین این داستان ارزش همبستگی و کمک به یکدیگر را به زیبایی نشان میدهد.
انتقال داستانها و خاطرات شخصی به نسل بعدی بسیار مهم است. این داستانها هویت فرهنگی ما را شکل میدهند و به ما میآموزند که اجداد ما چگونه زندگی میکردند، با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکردند و چه ارزشهایی داشتند. بدون این داستانها، بخش بزرگی از تاریخ و فرهنگ ما برای همیشه گم خواهد شد. کتابهای تاریخ فقط رویدادهای بزرگ را ثبت میکنند، اما داستانهای شخصی زندگی واقعی مردم عادی را منعکس میسازند.
من از طریق داستانها و خاطرات خانوادگی با گذشته آشنا شدهام. مادربزرگم درباره آداب و رسوم عروسی، جشنهای نوروز و زندگی روزمره در افغانستان قدیم برایم تعریف میکرد. پدرم خاطرات مهاجرت و سختیهای زندگی در کشور جدید را بازگو مینمود. این داستانها مانند پلی هستند که من را به ریشهها و فرهنگم متصل میکنند. هر بار که این داستانها را میشنوم، احساس غرور و تعلق بیشتری به هویتم پیدا میکنم و تصمیم میگیرم که روزی این داستانها را به فرزندان خودم نیز منتقل کنم.